خرید بک لینک
مرا به مکتب جدیدی سوق بدهکه هنوز جنایتش شروع نشده باشدمرا به جایی ببر که سروها را وارونه بپذیرندو قابله ها از کرگدن های آبستنفرزندان متمدنی بیرون بکشندمرا آرام کن با نوک قلم هایی که بدون دستماللمس کرد

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 14:57

ای ناآشنای سایه وار برپشته ی ابرهای تیره

تگرگ ریزان دنبال کدامین حس گمشده ای درمن؟

بی سر پناه نبوده ای هنوز

تا با نهیب های جگرسوز

لباسهایت را به جای ساک

در نایلونی کهنه بر شانه بگیری

و با حسرت

مهمانخانه های شهری غریب را پرسه بزنی

من نیز چون تو

دنبال دیگری جهان را گشته ام

پاورقی تمامی کتابها را

پارکها و رستوران ها و کوچه ها را

نیاز مندی تمامی روزنامه ها را

و تو اکنون جز خرواری از اندوه

بر من نمی بینی

ع اکبری

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 14:57

@zhuanchaelفهرستی از 100کتاب براتون اینجا میگذارم که ارزش خوندن داره.به نظرم معرفی كتابی كه دوست داری و موقع خوندن ازش لذت بردی، مثل معرفی یك دوست خوب، هتل، رستوران و یک جای تفریحی برای سفر به دیگرا

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 14:57

اینجا زنی خسته آنجا زنی مرده

یک آدم گشنه شلاق را خورده

اندیشه در پستو اندیشه ها مفرد

دیکتاتوری خسته هی خودزنی میکرد

آمارها بالا آوارها پائین

وابسته ها در صف گلدسته ها رنگین

تنها صدا در روز صدها صدا در شب

دیکتاتوری خسته می تاخت بی مرکب

سردرد می پوشید اندیشه در سامر

شب لخته می شد شعر در سینه ی شاعر

شیر از لب گنجشک دود از دماغ فیل

از شوق حوری ها ، می کشت اسماعیل

ع ا

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 14:57

یک شب که ماه رفت چادر گشوده شدمردی نفس به دستبا ترس می رسیدنزدیک رختخواب شب بود و پختگی شب بود و تن ، سکوتشب سخت می تپیدشب بود و بوی تندر زیر جامه اییا در لباس زیرکوهی از استرسیک زلزله به دستبر شرمگا

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 14:57

آزادیقابیل پنهان شده در پستوی تاریخبوسه بزن بر گلو های جویای نامتتکبیر بگو هنگام بریده شدن هانایاب تر از خدا...ای دم نداده به تله ی بزرگان به کوبا و مکزیک و پاریس سلام ما را برسانبگو دیوار های بدون ر

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 14:57

تو از ابرا چی میدونی

که بارون با خودت داری

تو رویا های پس کوچه

خیابون با خودت داری

کجای آسمونایی

تو از افسانه هم دوری

هنوزم گیر چشماتن

بد اقبالای لاحوری

تموم مالرو ها رو

به دنبال تو می گردن

سبک مغزای یونان و

هنرمندان عاشوری

لب از لب باز کن شاید

یکی حرفاتو می فهمه

خدا هم اهل پیغومه

تو این وقتای مجبوری

ع ا

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 14:57

در نهایت بزرگترین کشف بشر این خواهد بود که ما نیز حیوانیم و اشرفیت ما توهمی بیش نیست

برچسب: نویسنده: سپیده محمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 14:57

صفحه بندی